pop
به همرسانی
/ ˈpäp /
noun
صدای بامب؛
توپ؛
پق؛
نوشابۀ گازدار (محاوره)
pop
/ ˈpäp /
adverb
بامبی؛
توپی؛
پقی
pop
/ ˈpäp /
verb (I)
بامبی صدا کردن، توپی کردن؛
تندی رفتن؛
تندی آمدن؛
تندی ردّ شدن
pop
/ ˈpäp /
verb (T)
بامبی ترکاندن، ترکاندن؛
بو دادن، چسِ فیل کردن، پفِ فیل کردن (ذرّت)؛
گرو گذاشتن (در بریتانیا، محاوره)؛
تندی گذاشتن؛
تندی انداختن، با عجله انداختن
pop
/ ˈpäp /
noun
بابا؛
پدر
(محاوره، در خطاب)
pop
/ ˈpäp /
noun
موسیقیِ پاپ (محاوره، موسیقی)؛
پاپ (صفتگونه)
pop
/ ˈpäp /
abbreviation
کوتاه شدۀ population
دیدگاهها
ثبت دیدگاه