Polish
به همرسانی
/ ˈpä-lish /
adjective
مربوط به لهستان، لهستانی
Polish
/ ˈpä-lish /
noun
زبانِ لهستانی
polish
/ ˈpä-lish /
verb (T)
جلا دادن، برق انداختن، صیقل دادن، پرداخت کردن؛
واکس زدن (کفش و غیره)؛
شسته و رفته کردن، اصلاح کردن، تهذیب کردن، بهتر کردن، دستی به سر و روی ... کشیدن (مقاله، سخنرانی و غیره)(مجازی)
polish
/ ˈpä-lish /
verb (I)
برق افتادن، جلا یافتن، صیقل خوردن، پرداخت شدن؛
واکس خوردن (کفش و غیره)
polish
/ ˈpä-lish /
noun
صیقل، جلا، برق؛
صیقلکاری، پرداخت گری، پولیش؛
واکس؛
روغنجلا؛
پولیش؛
ظرافت، آراستگی، زیبایی، لطافت (مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه