hack
به همرسانی
/ ˈhak /
verb (T)
بریدن، قطع کردن؛
تکّهتکّه کردن، قطعهقطعه کردن؛
ضربه زدن به، زدن؛
لگد زدن به
hack
/ ˈhak /
verb (I)
تکّهتکّه شدن، قطعهقطعه شدن؛
ضربه زدن؛
لگد زدن
hack
/ ˈhak /
noun
بریدن، قطعهقطعه کردن؛
لگد، تیپا
hack
/ ˈhak /
noun
اسبِ کرایهای؛
اسب؛
یابو؛
اسبسواری، سواری؛
نویسندهٔ بازاری؛
باسمهکار؛
تاکسی (در آمریکا، عامیانه)
hack
/ ˈhak /
verb (I)
اسبسواری کردن (در بریتانیا)
hack
/ ˈhak /
verb (T)
سرقت کردن و دزدیدنِ اطلاعاتِ کامپیوتر (محاوره)؛
دستبرد زدن به، به طورِ غیرِمجاز واردِ ... شدن (کامپیوتر، سیستم)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه