guy
به همرسانی
/ ˈgī /
noun
طناب؛
زنجیر؛
سیمِ مهار، مهار؛
طنابِ چادر
guy
/ ˈgī /
noun
آدمک؛
آدمِ با سر و وضعِ عجیب و غریب؛
آدم، مرد (عامیانه)؛
بچهها، رفقا (در جمع)
guy
/ ˈgī /
verb (T)
مسخره کردن، دست انداختن، ادای ... را درآوردن؛
آدمکِ ... را درست کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه