poisoned
به همرسانی
adjective
عفونیشده، چرکی شده، چرککرده (اندام، زخم و غیره)؛
زهرآلود، سمّی، آلوده به سَم، آلوده به زهر، زهرآگین
دیدگاهها
ثبت دیدگاه