کشتن یا بیمار کردنِ یک جاندار (انسان) با دادنِ سم به وی؛
ریختنِ سم در خوراک یا نوشاکِ کسی؛
با سم کشتن؛
سَم دادن به، زهر دادن به، مسموم کردن، چیزخور کردن؛
سَم زدن به؛
مسموم کردن، زهرآلود کردن، سَمّی کردن، به سَم آلودن، سم افزودن؛
تباه کردن؛
فاسد کردن، گمراه کردن؛
آلوده کردن، مشوب کردن، ملوّث کردن، آلودن؛
خراب کردن، ضایع کردن، تلخ کردن، زهرآگین کردن