be in play
به همرسانی
idiom
داخل بودن، داخلِ میدانِ بازی بودن، اوت نبودن (ورزش، توپِ فوتبال، کریکت و غیره)؛
تو بازی بودن (مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه