کاشتن، نشاندن، غرس کردن؛
مشجر کردن، درختکاری کردن؛
گلکاری کردن در؛
گذاشتن، قراردادن؛
کار گذاشتن، مخفی کردن (بمب، میکروفن)(مخفیانه)؛
گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن (مأمور، جاسوس)(مخفیانه)؛
نصب کردن (دستگاه)؛
تأسیس کردن، بنیاد نهادن (مؤسسه و غیره)؛
انداختن، گذاشتن، به وجود آوردن، پدید آوردن، ایجاد کردن (درسرِ \ مغزِکسی)(فکر و غیره)؛
زدن، چسباندن (بوسه)؛
خواباندن، زدن (ضربه)؛
فروکردن (چاقو)