قرار دادن، گذاشتن؛
سرِ جای خود قرار دادن؛
بجا آوردن، شناختن (شخص)؛
تشخیص دادن (لهجه و غیره)؛
به حساب آوردن، محسوب کردن، جای دادن، قرار دادن؛
دادن (سفارش)؛
بستن (شرط)؛
بستن (قرارداد)؛
دادن (به ناشر)(کتاب)؛
مشتری پیدا کردن برای، فروختن (کالا، محصول)؛
کار پیدا کردن برای (کارگر، منشی)؛
خانه پیدا کردن برای، جا پیدا کردن برای (بچّۀ یتیم)؛
سرمایهگذاری کردن، گذاشتن (پول)؛
تعیین کردن، اعلام کردن (نفرِ برنده)(در مسابقه و امتحان)