گودال، چال، حفره، چاله (در زمین)؛
مغاک؛
معدن (در ترکیب)؛
معدنِ زغالسنگ؛
حفره، گودی (کالبدشناسی)؛
جای آبله؛
سوراخ، فرورفتگی (در آهن یا شیشه)؛
ردیفهای عقب (در بریتانیا، تئاتر)؛
جای ارکستر (تئاتر)؛
چال (در تعمیرگاه)؛
تعمیرگاه (در محلِ مسابقۀ اتومبیلرانی، در جمع، pits)؛
صفۀ بورس (در آمریکا)؛
محلِ بورس؛
دوزخ، هاویه (رسمی)؛
دام، تله (برای حیوانات)؛
رختخواب (در بریتانیا، به شوخی)