سنجاق کردن، سنجاق زدن به؛
زدن؛
بستن، سرِ جای خود محکم نگه داشتن، امکانِ تکان خوردن به ... ندادن، گیر انداختن (شخص)؛
وادار کردن که نظرِ خود را اعلام کند، از ... خواستن که تصمیم بگیرد (شخص)؛
ملزم کردن که، وادار به قبولِ ... کردن (شخص)؛
دقیقاً مشخص کردن، به دقت تعیین کردن، به دقت معین کردن