هدایت کردن، بردن (کشتی، هواپیما)؛ راهنمایی کردن، هدایت کردن؛ به تصویبِ ... کمک کردن، حمایت کردن از (لایحه، قانون)؛ به طورِ آزمایشی اجرا کردن (طرح و غیره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باهیدن
\ bâh.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
مصدرِ برساخته از ستاکِ فارسی میانهٔ vāi به معنای «پرنده»