خلبان؛ راهنما، راهنمای کشتی (دریانوردی)؛ راهنما؛ بلد
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باهَنده
\ bâh.and.e \
اسم
ساختواژه
باه + ــَـنده
نگاه کنید به: باهیدن. 👇
نکته
pilot
/ ˈpī-lət /
adjective
آزمایشی (طرح، مطالعه و غیره)
pilot
/ ˈpī-lət /
verb (T)
هدایت کردن، بردن (کشتی، هواپیما)؛ راهنمایی کردن، هدایت کردن؛ به تصویبِ ... کمک کردن، حمایت کردن از (لایحه، قانون)؛ به طورِ آزمایشی اجرا کردن (طرح و غیره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باهیدن
\ bâh.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
مصدرِ برساخته از ستاکِ فارسی میانهٔ vāi به معنای «پرنده»