pile
به همرسانی
/ ˈpī(-ə)l /
noun
شمع، دستک، تیرِ پایه، پایه (معماری)
pile
/ ˈpī(-ə)l /
noun
توده، کپه، دسته؛ یکخروار، یک عالمه، مقدارِ زیادی، کلّی (محاوره)؛ ساختمانِ عظیم؛ ساختمانهای عظیم؛ تلِّ مردهسوزان، تلِّ هیزم، خرمنِ آتش؛ پیل خشک، باتری، قوه؛ راکتورِ هستهای، رآکتورِ اتمی؛
ثروت (محاوره)
pile
/ ˈpī(-ə)l /
verb (T)
کپه کردن، توده کردن، روی هم ریختن، تلنبار کردن؛
دسته کردن، جمع کردن، انباشتن، ریختن
pile
/ ˈpī(-ə)l /
noun
پرز، کرک، خواب (پارچه، قالی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه