piece sth together
به همرسانی
verb (T)
پهلوی هم چیدن، پهلوی هم گذاشتن، به هم وصل کردن، با هم جور کردن، به هم ربط دادن، روی هم سوار کردن؛
استخراج کردن، بیرون کشیدن، درآوردن، بازسازی کردن (داستان، واقعیت و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه