picket
به همرسانی
/ ˈpi-kət /
noun
مأمورِ اعتصاب، پاسدارِ اعتصاب، اعتصابپا؛
اعتصابکنندگان، اعتصابیون (در جمع، pickets)؛
مأمور، نگهبان؛
دیدهبان، دیدهور (نظامی)؛
پیشقراول؛
تیر، تیرک (حصار، پرچین و غیره)؛
میخِ چوبی (برای بستنِ اسب)
picket
/ ˈpi-kət /
verb (T)
پاسدارِ اعتصاب گذاشتن در، مأمورِ اعتصاب گذاشتن در؛
پاسداریِ اعتصاب کردن در؛
پاییدن (اعتصاب)؛
به دیدهبانی گماشتن، کشیک گذاشتن؛
حصار کشیدن دورِ، نرده کشیدن دورِ، پرچین کشیدن دورِ، محصور کردن
picket
/ ˈpi-kət /
verb (I)
پاسدارِ اعتصاب شدن، از اعتصاب مراقبت کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه