برداشتن (از زمین)؛
بلند کردن؛
جمع کردن (لباس و غیره)؛
رفتن و گرفتن؛
گرفتن؛
سوار کردن (مسافر)؛
با ماشین دنبالِ ... رفتن (شخص)؛
با ماشین دنبالِ ... آمدن؛
بلند کردن، تور کردن، به تور زدن (دختر و غیره)؛
به دست آوردن، گیر آوردن، به چنگ آوردن، شانسی پیدا کردن؛
خریدن، گرفتن؛
یاد گرفتن، آموختن (زبان)؛
پیدا کردن (لهجه، عادت)؛
اتفاقی شنیدن (خبر و غیره)؛
به دست آوردن، پیدا کردن؛
جمع کردن؛
پیدا کردن (ایستگاه، برنامه)(رادیو، تلویزیون)؛
گرفتن؛
ردیابی کردن، پیدا کردن (روی صفحۀ رادار)؛
نجات دادن (دریانوردی)؛
دستگیر کردن، گرفتن، جلب کردن (مجرم)؛
سرزنش کردن، سرکوفت زدن؛
سرحال آوردن، حالِ ... را جا آوردن؛
گرفتن (بیماری)؛
پیدا کردن