physiological
به همرسانی
/ ˌfi-zē-ə-ˈlä-ji-kəl /
adjective
فیزیولوژیک، مربوط به فیزیولوژی، فیزیولوژیایی، فیزیولوژیکی، تنکردشناختی
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باوینشناختی
\ bâv.in.šenâkht.i \
صفت
ساختواژه
باوین
+
شناختی
بروید به: physicalize .
نکته
باوینا
\ bâv.in.â \
صفت
ساختواژه
باوین
+
ــا
بروید به: physicalize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او داشت اثر باوینشناختیِ (فیزیولوژیکِ) شیرجهٔ عمیق در استخر را بهعنوانِ پژوهشِ تازهٔ خود بررسی میکرد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه