physically
به همرسانی
/ ˈfi-zi-k(ə-)lē /
adverb
جسماً، به لحاظِ جسمی، از لحاظِ بدنی؛
از لحاظِ طبیعی؛
واقعی، عینی؛
کلاً، کاملاً (محاوره)؛
ذاتاً، اساساً
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باویکانه
\ bâv.ik.ân.e \
قید
ساختواژه
باویک
+
ــانه
بروید به: physicalize .
نکته
باویکوار
\ bâv.ik.vâr \
قید
ساختواژه
باویک
+
ــوار
بروید به: physicalize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آنها ناچار شدند تظاهرکنندگان را باویکانه (با استفاده از زورِ بدنی) از میدان دور کنند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه