physical
به همرسانی
/ ˈfi-zi-kəl /
adjective
خشن، حرکتی؛
جسمانی، مادّی؛
جسمی، بدنی، مربوط به بدن؛
شخصی، فیزیکی؛
واقعی، عینی؛
طبیعی؛
مربوط به دانشِ فیزیک، فیزیکی؛
خشن (محاوره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باویکی
\ bâv.ik.i \
صفت
ساختواژه
باویک
+
ــی
بروید به: physicalize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
داور بیدرنگ مداخله کرد زیرا بازی تا حدِ زیادی باویکی (فیزیکی و خشن) شده بود.
قانونهای باویکی (دانشِ فیزیک) تا پیش از انیشتین همگی بر پایهٔ دستاوردهای نیوتون در دانشگاهها تدریس میشدند.
۳.
ثبت مثال
physical
/ ˈfi-zi-kəl /
noun
معاینۀ پزشکی (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه