go phut
به همرسانی
adverb
زِرتِ... دررفتن، تِقّی خراب شدن (لوازمِ برقی و غیره)؛
ضایع شدن، خراب شدن (شرکت، برنامه و غیره)؛
درب و داغون شدن، زِرتِ ... قمصور شدن، فاتحۀ ... خوانده شدن
(محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه