مراقبت، محافظت، حراست؛
نگهبانی (نظامی)؛
حالتِ دفاعی، گارد؛
نگهبان، محافظ، مستحفظ، پاسدار؛
نگهبانان، محافظان، مستحفظان، پاسداران؛
زندانبان؛
زندانبانان؛
رئیسِ قطار (در بریتانیا)؛
حفاظ، سپر، محافظ (فنی)؛
حائل (فنی)؛
محافظِ دست (شمشیر و غیره)؛
گاردِ سلطنتی، گاردِ ملی (در بریتانیا، در جمع، با حرفِ بزرگ)