gross
به همرسانی
/ ˈgrōs /
noun
قُراص، دوازده دوجین (صد و چهل و چهار تا)
gross
/ ˈgrōs /
adjective
زمخت؛
نتراشیده نخراشیده؛
(شخص)؛
خشن، زمخت (رفتار)؛
عوامانه، نپخته (زبان)؛
چرب، پرچربی (غذا)؛
گندهخور، بدخور (شخص)؛
فاحش، آشکار، بزرگ، واضح (خطا، ظلم و غیره)؛
انبوه (دار و درخت)؛
فربه، چاق (شخص)؛
ناخالص، ناویژه (اقتصاد)
gross
/ ˈgrōs /
noun
مقدارِ کل
gross
/ ˈgrōs /
verb (T)
درآمدِ ناخالصِ کسی \ چیزی ... بودن، درآمدِ ناخالص داشتن (بازرگانی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه