چهره یا نمودِ پدیدهای را در روندِ دگرگونی به صورتهای گوناگون و پیدرپی درآوردن؛
پدیدهای را از یک نمود به نمودِ دیگر بردن؛
هر بار مرحلهای از یک کنش را نمایاندن (معرفی کردن)؛
مرحلههای گوناگونِ یک چیز را در مدت زمانِ معین به نمایش گذاشتن؛
ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -bā به معنای «درخشیدن») + ــآس (پسوندِ اسمساز —> بسنجید با: آماس، ریواس، روباس، روناس.) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
۱ـ ستاکِ حالِ باستن میشود: باس .(بسنجید با: ریستن (ریسیدن) —> ریس .)
۲ـ گفتنی است که فرهنگستان برای نامگذاریِ چهار فازِ تقسیمِ یاخته از واژهٔ چِهر برای بخشِ دومِ واژههای مربوطه بهره جسته است.