graze
به همرسانی
/ ˈgrāz /
verb (I)
چریدن و چرا کردنِ گاو، گوسفند و غیره
graze
/ ˈgrāz /
verb (T)
چریدن در علف و زمین؛
چراندن و به چرا بردنِ گاو، گوسفند و غیره؛
برای چرا استفاده کردنِ زمین
graze
/ ˈgrāz /
verb (T)
مالیده شدن به، تماس یافتن با، گرفتن به، خوردن به؛
خراشیدن، خراش دادن
graze
/ ˈgrāz /
verb (I)
به هم خوردن، به هم گرفتن، با هم تماس یافتن، به هم مالیده شدن، خراشیدن، خراش برداشتن
graze
/ ˈgrāz /
noun
خراشیدگی، جای خراش
دیدگاهها
ثبت دیدگاه