grass
به همرسانی
/ ˈgras /
noun
علف؛
یکی از گندمیان (گیاه شناسی)؛
گندمیان (در جمع)؛
مرغزار، علفزار، چمنزار؛
چراگاه، مرتع؛
ماریجوانا، گراس، علف (عامیانه)؛
خبرچین، آدمفروش (در بریتانیا، عامیانه)
grass
/ ˈgras /
verb (T)
از \ با علف پوشاندن، با چمن پوشاندن؛
چراندن و به چرا بردنِ حیوان (در آمریکا)؛
در آفتاب پهن کردن، آفتاب دادن (پارچه و غیره)
grass
/ ˈgras /
verb (I)
خبرچینی کردن، آدمفروشی کردن (در بریتانیا، عامیانه)
grass-
prefix
علف
- ،
واس
- ،
چَمن
- ،
مَرغ
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه