granulate
به همرسانی
verb (T)
خرد کردن، ریزریز کردن، دانهدانه کردن (نمک، قند و غیره)؛
دوندون کردن (سطحِ دیوار و غیره)؛
خرد شدن، ریزریز شدن، دانهدانه شدن؛
دوندون شدن (سطحِ دیوار و غیره)
granulate
verb (I)
خرد کردن، ریزریز کردن، دانهدانه کردن (نمک، قند و غیره)؛
دوندون کردن (سطحِ دیوار و غیره)؛
خرد شدن، ریزریز شدن، دانهدانه شدن؛
دوندون شدن (سطحِ دیوار و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه