graft
به همرسانی
/ ˈgraft /
noun
پیوند (کشاورزی، پزشکی)
graft
/ ˈgraft /
verb (T)
پیوند زدن (کشاورزی، پزشکی)
graft
/ ˈgraft /
verb (I)
پیوند زدن (کشاورزی، پزشکی)
graft
/ ˈgraft /
noun
سوءِاستفادهٔ مالی؛
اختلاس؛
پولِ نامشروع، مالِ نامشروع؛
حقِ حساب، رشوه؛
کارِ سخت، تلاش، زحمت، مشقت
graft
/ ˈgraft /
verb (I)
سوءِاستفادهٔ مالی کردن؛
اختلاس کردن؛
حقِحساب دادن، رشوه دادن؛
حقِحساب گرفتن، رشوه گرفتن؛
زحمت کشیدن، سخت کار کردن، جان کندن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه