انجام دادن (کار، دستور)؛ کردن (معجزه)؛ وفا کردن به (قول)؛ ادا کردن، انجام دادن (وظیفه)؛ ایفا کردن (نقش)؛ برگزار کردن، اجرا کردن، به جا آوردن (مراسم)؛ اجرا کردن (نمایش، موسیقی، برنامه)
perform
/ pər-ˈfȯrm // pə- /
verb (I)
برنامه اجرا کردن، هنرنمایی کردن؛ بازی کردن (بازیگر)؛ خواندن (خواننده)؛ رقصیدن (رقصنده)؛ کار کردن (دستگاه)؛ عمل کردن (دارو)؛ خود را نشان دادن، کار کردن (شخص)(محاوره)