grab
به همرسانی
/ ˈgrab /
verb (T)
قاپیدن، قاپ زدن، چنگ زدن؛
چنگ انداختن روی، گرفتن، چنگ زدن به، دودستی چسبیدن به (مجازی)؛
زدن، جنگی خوردن (غذا)(محاوره، به شوخی)؛
برداشتنِ صندلی و غیره؛
کسی خوشش آمدن از، چنگی به دلِ ... زدن (عامیانه)
grab
/ ˈgrab /
verb (I)
قاپ زدن، قاپیدن
grab
/ ˈgrab /
noun
چنگک، قلاب (فنی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه