penetrating
به همرسانی
/ ˈpe-nə-ˌtrā-tiŋ /
adjective
تند، تیز، وقّاد؛
دقیق، نافذ، ژرف (سؤال)؛
تیزبین، دقیق، ژرفبین، تیز (شخص)؛
نافذ، شکافنده، تیز، دقیق، برّا، مؤثر، کارگر (نگاه)؛
گزنده (سرما، باد)؛
نافذ (باران)؛
گوشخراش، دلخراش (صدا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه