رخنه کردن در، نفوذ کردن در؛
فرو کردن در، فرو رفتن به، شکافتن، پاره کردن، سوراخ کردن (مجازی)؛
شکستن (سکوت)؛
فراگرفتن، پر کردن، آکندن؛
پخش شدن در؛
شکافتن، راه باز کردن در، فرو رفتن در؛
پرده از … برداشتن (مجازی)؛
فهمیدن، کشف کردن، دریافتن، راه بردن به، راه یافتن به (راز، مسئله)