pending
به همرسانی
/ ˈpen-diŋ /
adjective
در حالِ تعلیق، معلق، نامعلوم، بلاتکلیف، بیتکلیف؛
در جریان، در حالِ تحقق، قریبالوقوع، در شُرفِ تحقق، نزدیک
(رسمی)
pending
/ ˈpen-diŋ /
preposition
تا، تا موقعِ، تا زمانِ، تا هنگامِ؛
طیِّ، در ضمنِ، در خلالِ، در طولِ
(رسمی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه