cook sb's goose
به همرسانی
idiom
نقشههای کسی را نقش بر آب کردن، کسی را مأیوس کردن، کارِ کسی را خراب کردن؛
حقِ کسی را کفِ دستش گذاشتن، کارِ کسی را ساختن، دخلِ کسی را آوردن، حسابِ کسی را رسیدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه