go over sth
به همرسانی
verb (I)
گذشتن، رد شدن، عبور کردن، رفتن؛
موردِ استقبال قرار گرفتن، از چیزی استقبال شدن؛
تأثیر گذاشتن؛
چپ کردن یا واژگون شدن ِ وسیلهٔ نقلیه
go over sth
verb (T)
جزئیاتِ ... را بررسی کردن، بررسی کردن؛
معاینه کردنِ بیمار؛
نگاه کردن، دیدن، وارسی کردن؛
تمرین کردن، مرور کردن، دوره کردن (درس، نقش و غیره)؛
دستکاری کردن و اصلاح کردنِ عکس، نوشته و غیره؛
تمیز کردن و پاک کردنِ اتاق و غیره
دیدگاهها
ثبت دیدگاه