infect
به همرسانی
/ in-ˈfekt /
verb (T)
به یک ماده یا عاملِ بیماریزا آلودن، عفونی کردن، دچارِ عفونت کردن؛
آلوده کردنِ هوا، آب و غیره؛
عفونی کردنِ زخم، موجبِ عفونتِ زخم شدن؛
مبتلا کردنِ شخص؛
اثر گذاشتن بر، تحتِ تأثیر قرار دادن (در موردِ شادی، شور و غیره)؛
خراب کردن و فاسد کردنِ شخص یا اخلاق
مثالها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی
Mosquitoes can infect people with malaria.
پشهها میتوانند آدم را با بیماریِ مالاریا بِپِیاسند (عفونی کنند.)
پشه میتواند مردم را با مالاریا بپیاسَد.
۳.
ثبت ترجمه
cylindr-
prefix
بروید به: -cylindro .
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه