go into sth
به همرسانی
verb (T)
واردِ ... شدن؛
بررسی کردن، مطالعه کردن روی؛
موردِ بررسیِ دقیق قرار دادن؛
دست زدن به، مبادرت کردن به، شروع کردن؛
دچارِ ... شدن؛
پوشیدن، تن کردن؛
پا کردنِ جوراب؛
تصادف کردن با، خوردن به؛
صرفِ ... شدن (در موردِ پول، وقت و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه