غرق شدنِ کشتی و شخص؛
غروب کردنِ ماه و خورشید؛
پایین رفتنِ غذا؛
تعطیل شدنِ دانشجو و دانشگاه؛
فارغالتحصیل شدنِ دانشجو؛
آرام شدن، از شدتِ ... کم شدن، فرونشستن، خوابیدن (باد، طوفان، سیل)؛
کاهش یافتن، تنزل کردن، افت کردن؛
پایین رفتنِ آب و دریا؛
پایین آمدنِ درجهٔ حرارت؛
کم شدنِ قیمت و ارزش؛
پذیرفته شدن، موردِ قبول قرار گرفتن، موردِ استقبال قرار گرفتن، از چیزی استقبال شدن؛
شکست خوردن، مغلوب شدن؛
رد شدن، نمره نیاوردن، قبول نشدن (در امتحان)؛
باختن در ورزش؛
افتادنِ پردهٔ تئاتر؛
ادامه دادن تا؛
ادامه پیدا کردن، پیش آمدن تا؛
بادِ ... خالی شدن، خوابیدن (تایر، بادکنک)؛
ترکیدنِ تاول؛
ثبت شدن، نوشته شدن، یادداشت شدن؛
نامِ کسی ثبت شدن؛
به یاد ماندن؛
بیمار شدن، مریض شدن، افتادن؛
بمتر زدن در موسیقی؛
بمتر خواندن در موسیقی