go about sth
به همرسانی
verb (I)
اینور و آنور رفتن؛
اینجا و آنجا سرزدن؛
بیرون رفتن؛
دهان به دهان گشتن، پیچیدن، سرِ زبانها افتادن، شایع شدن، شایع بودن، سرِ زبانها بودن (شایعه، داستان و غیره)؛
تغییرِ مسیر دادنِ کشتی
go about sth
verb (T)
واردِ ... شدن، شروع به ... کردن، دست به کارِ ... شدن، سرِ ... رفتن، پرداختن به (کار، وظیفه و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه