pay sb/sth off
به همرسانی
verb (T)
تسویهحساب کردن با، به کارِ… خاتمه دادن (کارمند، پرسنل)؛
رشوه دادن به، سبیلِ … را چرب کردن، حقِ حساب دادن به (شخص)(محاوره)؛
تمامِ… را پرداختن (قرض و غیره)
pay sb/sth off
verb (I)
صرف کردن، صرفه داشتن، صرفیدن، فایده داشتن، به درد خوردن (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه