gloss
به همرسانی
/ ˈgläs // ˈglȯs /
noun
برق، جلا، درخشش؛
رنگِ روغن، رنگِ روغنی؛
خوشحالیآور، ظاهرِ فریبنده، ماسک؛
رفتارِ خوب، رفتارِ مؤدبانه
gloss
/ ˈgläs // ˈglȯs /
verb (T)
برق انداختن، صیقل دادن، پرداخت کردن (فلز و غیره)؛
برق انداختن و مهره کشیدنِ پارچه
gloss
/ ˈgläs // ˈglȯs /
noun
توضیح، تفسیر، شرح، یادداشت، حاشیه؛
پانویس (میانِ سطرها یا در حاشیهٔ صفحه)؛
ترجمهٔ میان سطری؛
حواشی و تعلیقاتِ کتاب و مقاله؛
فهرستِ لغاتِ دشوار، فهرستِ اصطلاحات، اصطلاح نامه(کتاب، مقاله)
gloss
/ ˈgläs // ˈglȯs /
verb (T)
تفسیر کردن، شرح کردن، حاشیه نوشتن برای، حاشیهنویسی کردن؛
فهرستِ اصطلاحات دادن برای
دیدگاهها
ثبت دیدگاه