glaze
به همرسانی
/ ˈglāz /
verb (T)
شیشه انداختن به، جام انداختن به؛
شیشه کردن؛
شیشه گرفتن دورِ؛
لعاب دادن، لعابی کردن (کاشی، سفال و غیره)؛
برق انداختنِ
چرم، پارچه و غیره؛
روغنِ جلا زدن به سطحِ نقاشیشده؛
گلاسه کردنِ کاغذ؛
برقی چاپ کردنِ عکس
glaze
/ ˈglāz /
verb (I)
بیحالت شدن، بینور شدن، مات شدن (چشم، نگاه)؛
glaze
/ ˈglāz /
noun
لعاب؛
ورنی؛
جلا، روغنِ جلا
دیدگاهها
ثبت دیدگاه