glacial
به همرسانی
/ ˈglā-shəl /
adjective
مربوط به یخچالها، یخچالی؛
مربوط به عصرِ یخبندان؛
(زمین شناسی)
یخ، یخزده، منجمد؛
خیلی سرد (باد، زمستان)؛
سرد، خشک، یخ (رفتار، لبخند و غیره)؛
بلوری، بلوریشکل (شیمی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه