ناامید شدن و قطعِ امید کردن از شاگرد، بیمار و غیره؛
وِل کردن، جدا شدن از، ترک کردن (شخص، دوست)؛
دیگر منتظرِ ... نبودن، از آمدنِ \ دیدنِ ... ناامید شدن (شخص)؛
از حلِ ... ناامید شدن (مسئله، معما)؛
ترک کردن، وِل کردن، دست کشیدن از، دست برداشتن از، دیگر دنبال نکردن (کار، عادت، فکر و غیره)؛
تسلیم کردن، تحویل دادن یا دادنِ زندانی، شهر و غیره؛
وقفِ ... کردن، اختصاص دادن به (زندگی و غیره)