gilt
به همرسانی
/ ˈgilt /
adjective
زراندود، طلاکاریشده، مطلّا؛
تذهیبشده
gilt
/ ˈgilt /
noun
اوراقِ بهادارِ مطمئن (در جمع)؛
طلاکاری، زراندود کردن؛
تذهیب؛
طلا؛
آبِ طلا؛
اکلیل
gilt
/ ˈgilt /
past participle
شکلِ سومِ فعلِ gild
دیدگاهها
ثبت دیدگاه