عبور کردن از، گذشتن از، ردّ شدن از، گذر کردن از؛
گذشتن از جلوی، ردّ شدن از جلوی، عبور کردن از جلوی، گذشتن از کنارِ، گذشتن از پهلوی؛
جلو زدن از، سبقت گرفتن از؛
گذراندن، عبور دادن، ردّ کردن؛
دادن، ردّ کردن؛
پاس دادن، ردّ کردن (ورزش)؛
گذراندن، صرف کردن، به سر آوردن، به سر بردن (وقت، شب)؛
قبول شدن در، پذیرفته شدن در، گذراندن ( امتحان و غیره)؛
قبول کردن، پذیرفتن (داوطلبان)؛
تصویب کردن، گذراندن (لایحه، پیشنهاد و غیره)؛
گذشتن از، تصویب شدن در، موردِ تأییدِ... قرار گرفتن (مجلس و غیره)؛
صادر کردن (حکم)؛
اظهار کردن، ابراز کردن (عقیده، نظر)؛
از حدِّ... فراتر رفتن (درک و غیره)؛
دفع کردن (خون، سنگ و غیره)(پزشکی)؛
ردّ کردن، آب کردن (پولِ تقلبی، اموالِ دزدی)