get through sth
به همرسانی
verb (I)
رسیدن و دریافت شدنِ خبر، پیغام و غیره؛
قبول شدنِ داوطلب؛
تصویب شدن یا از مجلس گذشتنِ لایحه؛
پذیرفته شدنِ پیشنهاد؛
تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن؛
منظورِ خود را رساندن، حرفِ خود را فهماندن؛
کارِ خود را تمام کردن
get through sth
verb (T)
عبور کردن از، رد شدن از، گذشتن از؛
قبول شدن و پذیرفته شدن در امتحان و غیره؛
تمام کردن، انجام دادن، به پایان رساندن (کار)؛
تمام کردن و تا ته مصرف کردنِ آذوقه، سوخت و غیره؛
تا ته خرج کردنِ پول
دیدگاهها
ثبت دیدگاه