get out of doing sth
به همرسانی
phrase
از زیرِ کاری شانه خالی کردن، از زیرِ کاری دررفتن، به انجامِ کاری تن درندادن؛
خود را از مشکل و غیره خلاص کردن؛
ترک کردن یا کنار گذاشتنِ عادت و غیره
دیدگاهها
ثبت دیدگاه