get around sb / sth
به همرسانی
verb (T)
راضی کردن و متقاعد کردنِ شخص؛
فائق آمدن بر، غلبه کردن بر، حل کردن، از پسِ ... برآمدن (مسئله، مشکل)؛
دور زدن، نادیده گرفتن (قانون)
get around sb / sth
verb (I)
راه رفتن، حرکت کردن، این طرف و آن طرف رفتن، جابجا شدن (شخص)؛
راه افتادن بعد از بیماری؛
پخش شدن، منتشر شدن، شایع شدن، سرِ زبانها افتادن، پیچیدن (خبر، شایعه و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه