Logo

partition

Spider Icon
/ pär-ˈti-shən // pər- /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

پارالِش
\ pâr.âl.eš \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
پارال‌بندی
\ pâr.âl.bandi \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
پاراشت
\ prâr.âš.t \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
پاراله
\ pâr.âl.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
پارال
\ pâr.âl \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او با رایانه آشناییِ خوبی داشت ... می‌توانست سیستمِ عامل نصب کند، و پارالِشِ (پارتیشن‌بندیِ) دیسکِ سخت را هم بلد بود.
  • پارالِشِ (تقسیمِ) شبه‌ِ‌قارهٔ هند در سالِ ۱۹۴۷ اتفاق افتاد.
۳.

partition

/ pär-ˈti-shən // pər- /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

پاراشتن
\ pâr.âš.t.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
پارالیدن
\ pâr.âl.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • بهتر است این اتاقِ بزرگ را به یک اتاق‌خواب و یک پذیرایی بپارالید (تقسیم کنید.)
  • سرانجام در سالِ ۱۹۵۰ میلادی، شبهِ جزیرهٔ کره را به‌طورِ کامل پاراشتَند (تقسیم کردند.)
۳.

دیدگاه‌ها